بخش ۱۲۶ - بیان آنک هر کس را نرسد مثل آوردن خاصه در کار الهی
کی رسدتان این مثلها ساختن
کی رسدتان این مثلها ساختن
سوی آن درگاه پاک انداختن
آن مثل آوردن آن حضرتست
که بعلم سر و جهر او آیتست
تو چه دانی سر چیزی تا تو کل
یا به زلفی یا به رخ آری مثل
موسیی آن را عصا دید و نبود
اژدها بد سر او لب میگشود
چون چنان شاهی نداند سر چوب
تو چه دانی سر این دام و حبوب
چون غلط شد چشم موسی در مثل
چون کند موشی فضولی مدخل
آن مثالت را چو اژدرها کند
تا به پاسخ جزو جزوت بر کند
این مثال آورد ابلیس لعین
تا که شد ملعون حق تا یوم دین
این مثال آورد قارون از لجاج
تا فرو شد در زمین با تخت و تاج
این مثالت را چو زاغ و بوم دان
که ازیشان پست شد صد خاندان
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.