بخش ۴۲ - جواب فرعون موسی را و وحی آمدن موسی را علیهالسلام
گفت نه نه مهلتم باید نهاد
گفت نه نه مهلتم باید نهاد
عشوهها کم دِه، تو کم پیمای باد
حق تعالی وحی کردش در زمان
مهلتش ده مُتَسِع مهراس از آن
این چهل روزش بده مهلت بطوع
تا سگالد مکرها او نوع نوع
تا بکوشد او که نی من خفتهام
تیز رو گو پیش ره بگرفتهام
حیلههاشان را همه برهم زنم
و آنچ افزایند من بر کم زنم
آب را آرند من آتش کنم
نوش و خوش گیرند و من ناخوش کنم
مِهر پیوندند و من ویران کنم
آنک اندر وهم نارند آن کنم
تو مترس و مهلتش ده دمدراز
گو سپه گرد آر و صد حیلت بساز
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.