راز سخن

بخش ۳۹ - جواب موسی فرعون را در تهدیدی کی می‌کردش

گفت با امرِ حقم اِشراک نیست

گفت با امرِ حقم اِشراک نیست
گر بریزد خونم امرش، باک نیست
راضیم من شاکرم من ای حریف
این طرف رسوا و پیش حق شریف
پیش خلقان خوار و زار و ریش‌خند
پیش حق محبوب و مطلوب و پسند
از سخن می‌گویم این ورنه خدا
از سیه‌رویان کند فردا تو را
عزت آنِ اوست و آن بندگانش
ز آدم و ابلیس بر می‌خوان نشانش
شرح حق پایان ندارد همچو حق
هین دهان بربند و برگردان ورق

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.