راز سخن

بخش ۳۲ - ترسیدن فرعون از آن بانگ

این صدا جان مرا تغییر کرد

این صدا جان مرا تغییر کرد
از غم و اندوه تلخم پیر کرد
پیش می‌آمد سپس می‌رفت شه
جمله شب او همچو حامل وقت زه
هر زمان می‌گفت ای عمران مرا
سخت از جا برده است این نعره‌ها
زهره نه عمران مسکین را که تا
باز گوید اختلاط جفت را
که زن عمران به عمران در خزید
تا که شد استارهٔ موسی پدید
هر پیمبر که در آید در رحم
نجم او بر چرخ گردد منتجم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.