راز سخن

شمارهٔ ۱۳۴

دی خوش پسری بدیدم اندر «روزن»

دی خوش پسری بدیدم اندر «روزن»
گر لاف زنی ز خوبروئی رو، زن
او بر دل من رحم نکرد یک سوزن
خود دود دل منش ستاند روزن

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.