راز سخن

شمارهٔ ۴۴

قاضی چو زنش حامله شد زار گریست

قاضی چو زنش حامله شد زار گریست
گفتا ز سر قهر که اینواقعه چیست
من پیرم و . . . من نمی خیزد هیچ
وین قحبه نه مریم است، این بچه کیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.