راز سخن

شمارهٔ ۳۸

جوله پسری که جان و دل خسته اوست

جوله پسری که جان و دل خسته اوست
از تار دو زلفش تن من بسته اوست
بی پود چو تار زلف در شانه کند
ز آن این تن زار گشته پیوسته اوست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.