نقش خدا
دردمندان را دوایی نیست در میخانه ها
دردمندان را دوایی نیست در میخانه ها
ساده دل آنکس که پیمان بست با پیمانه ها
مست توحیدم نه مست باده اندیشه سوز
سر خوشی ها را نجویم از در میخانه ها
عکس روی باغبان پیداست در هر برگ گل
سیر کن نقش خدا را در پروانه ها
داستان اهل دنیا را به دنیا دار گوی
گوش من آزرده شد از جور این افسانه ها
گر که جویی روشنی، در خاطر بشکسته جوی
رونق مهتاب باشد در دل ویرانه ها
سر بپای بینوایان منهم تا زنده ام
چون خدا را دیده ام در کنج محنت خانه ها .
« تیرماه ۱۳۵۰ »
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.