راز سخن

نوحه

نعش این شهید عزیز

نعش این شهید عزیز
روی دست ما مانده ست
روی دست ما، دل ما
چون نگاه، ناباوری به جا مانده ست
این پیمبر، این سالار
این سپاه را سردار
با پیام‌هایش پاک
با نجابتش قدسی سرودها برای ما خوانده ست
ما به این جهاد جاودان مقدس آمدیم
او فریاد
می‌زد
هیچ شک نباید داشت
روز خوبتر فرداست
و
با ماست
اما
کنون
دیری ست
نعش این شهید عزیز
روی دست ما چو حسرت دل ما
برجاست
و
روزی این چنین به‌تر با ماست
امروز
ما شکسته ما خسته
ای شما به جای ما پیروز
این شکست و پیروزی به کامتان خوش باد
هر چه می‌خندید
هر چه می‌زنید، می‌بندید
هر چه می‌برید، می‌بارید
خوش به کامتان اما
نعش این عزیز ما را هم به خاک بسپارید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.