راز سخن

ارمغان بهار

فقرۀ ۶۱

زده مرد (‌را) استوار مدار، و آپریکان (‌آبرمند) مرد (‌را) چگونه که آیین بود، هزینه به او ده‌.

کسی کش‌فکندی‌وکردیش‌خوارمدارش‌ به ‌نزدیک خویش استوار
چو خواهی کنی‌دستکیری زکسبجوی آبرومند نادسترس

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این اثر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.