بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدان
داشت اصرار شوهر نادان
داشت اصرار شوهر نادان
که شود زن مطاوع وجدان
رخ نپوشد ز مرد بیگانه
خاصه زان نوجوان فرزانه
زن ازین گفتههاکسل میشد
قهر می کرد و تنگدل میشد
به حذر بود ازآن طریقه شوی
وبژه از آن رفیق تازهٔ اوی
سادهدل هرچه بیش میکوشید
زن رخ از غیر بیش میپوشید
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.