راز سخن

شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟

به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟

به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند؟
ملوک عصر ز مشتی گدا چه می‌خواهند؟
ز فقر مردیم‌، از نان ما چه می‌شکنند
به جان رسیدیم‌، از جان ما چه می‌خواهند؟
نوا نوای کسی بود و رقص رقص کسی
درین میان ز من بینوا چه می‌خواهند؟
خطا نمود شه و اجنبی سزایش داد
ز ملتی که نکرده خطا چه می‌خواهند؟
اگر به مسکو و باکو کسی گناهی کرد
ز بصره و نجف وکربلا چه می‌خواهند؟
ز هند و بصره گرفتند تا به مصر و حجاز
خدا قبول کند! از خدا چه می‌خواهند؟
به بیع قطع خریدند مملکت را مفت
درتن معامله غیر از رضا چه‌می‌خواهند؟
از آب حمام اینان گرفته‌اند رفیق
زآبروی چنین آشنا چه می‌خواهند؟
روا بود که بمیرند مردم از زن و مرد
ز عزتی که ندارد بقا چه می‌خواهند؟

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.