شمارهٔ ۱۰۱
ای تازه بهار نغز و زیبایی
ای تازه بهار نغز و زیبایی
اندر خور دیدن و تماشایی
رضوان سر شاخ تازه پیراید
چون تو سر زلف تازه پیرایی
هر دم به دگر طریقه و آیین
رخسارهٔ خویشتن بیارایی
تا آن که بدین طریقههای نو
دل از کف شیخ و شاب بربایی
یکدم ز نشستوخاست نشکیبی
وز فتنه گری دمی نیاسایی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.