راز سخن

شمارهٔ ۵۳

نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد

نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد
درخت سرو ز شادی به اهتزاز آمد
بیاکه طرهٔ سنبل زشوق گشت پریش
بیا که دیدهٔ نرگس به راه باز آمد
به یاد حضرت زردشت جام باده بنومن
که جشن حضرت جمشید جم فراز آمد
تو ناز می کن‌ و دل‌ می‌شکاف‌ و رخ می‌تاب
که پیش ناز توام نوبت نیاز آمد
ببین که از در فرغانه می‌وزد امروز
همان نسیم که دوش از ره حجاز آمد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.