شمارهٔ ۸
خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمنا
خوشا بهارا خوشّا مِیا خوشا چمنا
خوشا چمیدن بر ارغوان و یاسمنا
خوشا سرود نو آیین و ساقی سرمست
که ماهِ مویمیان است و سروِ سیمتنا
خوشا توانگری و عاشقی به وقت بهار
خوشا جوانی با این دو گشته مقترنا
خوشا مقارن این هر سه خاطری فارغ
ز کید حاسد بدخواه و خصم راهزنا
خوشا شراب کهن در سبوی گردآلود
که رشح باران بسترده گردش از بدنا
خوشا مسابقهٔ اسبهای ترکمنی
کجا چریده به صحرای خاص ترکمنا
درازگردن و خوابیدهدمّ و پهنسرین
فراخسینه و بالابلند و نرمتنا
بزرگسمّ و کشیدهپی و مبارکساق
بلندجبهه و محجوبچشم و خوشدهنا
به فصلی ایدون کز خاربن برآید گل
نواخت باید بر گل سرود خارکنا
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.