شمارهٔ ۲۶
مژده ای دل خیمه بیرون از جهان خواهم زدن
مژده ای دل خیمه بیرون از جهان خواهم زدن
خیمه بر بالای هفتم آسمان خواهم زدن
بارگه بالاتر از کون و مکان خواهم کشید
پنج نوبت بر فراز لامکان خواهم زدن
آشیان در شاخسار قدس او خواهم کشید
قدسیان را هم صفیر از آشیان خواهم زدن
دست همّت بر رخ کون و مکان خواهم فشاند
پای غیرت بر سر جان و جهان خواهم زدن
مهر از این نامهربانان سربه سر خواهم برید
دست بر دامان یار مهربان خواهم زدن
پیچ و تاب طره طرّار را خواهم گشود
دست بر آن گیسوی عنبرفشان خواهم زدن
آسمان را پشت سر خواهم فکند و بوسه ها
آستانش را به رغم آسمان خواهم زدن
در گلستان وصالش همچو گل خواهم شکفت
دستههای گل به سر زان گلستان خواهم زدن
بر سر یاران «صفایی» شورها خواهم فکند
مهر خاموشی پس آنگه بر زبان خواهم زدن
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.