شمارهٔ ۶
شیخ ما دیشب هوای خانهٔ خمّار داشت
شیخ ما دیشب هوای خانهٔ خمّار داشت
هیچ دانید ای حریفان با که آنجا کار داشت
مست و بی خود شد برون از خانه دیشب آن صنم
از حریفان تا که یارب بخت برخوردار داشت
آنکه دیدی سرگران از بزم ما بگذشت دوش
نامسلمانم اگر بر سر به جز دستار داشت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.