بخش ۷ - نصیحت شاه برای طوطی
گرچه از من می شوی اکنون جدا
گرچه از من می شوی اکنون جدا
در جزیره هست پیری رهنما
چون شدی در آن جزیره جای گیر
بر نداری دست از دامان پیر
کانچه او گوید همه گفت من است
در نصیحت گستری جفت من است
زینهار از پند او غافل مشو
جز به راهی کو رود دیگر مرو
هرکه بی پیری بپیماید طریق
سرنگون افتد به چاهی بس عمیق
گر نهی بی پیر در مسجد قدم
سجده ات را حاصلی نه جزندم
گر به کعبه می روی یا سومنات
هین مرو بی پیر گر خواهی نجات
گفت پیر جمله پیران جهان
آن امین حق امام مردمان
هرکه پیر وقت خود را پی نبرد
آن به موت جاهلیت جان سپرد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.