شمارۀ ۱
خفته بودیم
خفته بودیم
در آغاز کدامین کلمه بود
که چشم گشودیم
و کودکان را
تکه ای از تن ماه دیدیم
کدام سپیده دم بود
که طفلان
ترانۀ جاودانگی شنیدند
و ناباورانه لب به شادی گشودند
در کجا به او برخوردیم
که هنوز در خاطرمان
باران می بارد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.