راز سخن

شمارهٔ ۱۹۱

در وادی عشقت دل من گم گشته

در وادی عشقت دل من گم گشته
آئین تو دلجوئی مردم گشته
من بهر تو گریانم و تو بهر کسان
از گوشه لب گرم تبسم گشته

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.