شمارهٔ ۱۴۹
از حرف وصال تو بمن گردد حال
از حرف وصال تو بمن گردد حال
آری بفراق دیدگان حرف وصال
با مخمور است قصه باده صاف
با تشنه جگر حکایت آب زلال
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.