راز سخن

شمارهٔ ۲

دریغا ز حاجی محمدعلی

دریغا ز حاجی محمدعلی
ثمین گوهر درج مجد و علا
که ناگاه از کین بخاکش فکند
سپهر جفا پیشه چون نقش پا
بر اوج فلک یافت روحش مقام
تن او بزیر زمین کرد جا
غرض چون بسرعت ازین گلستان
روان شد بآئین باد صبا
رقم کرد مشتاق تاریخ او
چنان باد جایش ز لطف خدا

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.