راز سخن

شمارهٔ ۳۲۴

ار مهر و وفا تو هرچه داری

ار مهر و وفا تو هرچه داری
با دوست نداری ارچه داری
دین و دل و جان ماست بهرت
تا زین همه چشم بر چه داری
از جور تو فارغند اغیار
با ما داری تو هرچه داری
مستی و کشیده تیغ مشتاق
حیران که تو در نظر چه داری

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.