راز سخن

شمارهٔ ۱۷۷

دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد

دلت شکست دلم را دگر چه خواهد کرد
به شیشه سنگ ازین بیشتر چه خواهد کرد
در آن محیط که مرگ آبِ زندگانی شد،
به غرقه خصمی موج خطر چه خواهد کرد
چه باکش از ستمت جان بلب رسیده هجر
جفای تیغ بشمع سحر چه خواهد کرد
درین قفس که ازو نیست ممکن آزادی
بما شکستگی بال و پرچه خواهد کرد
گرفتم اینکه کند عشق را نهان مشتاق
به خون‌فشانی مژگان تر چه خواهد کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.