شمارهٔ ۱۰۶
به هر کام غیر آن شیرینسخن میپرورد
به هر کام غیر آن شیرینسخن میپرورد
از سخن شهدی که در کنج دهن میپرورد
به هر آغوش رقیب آن سیمتن میپرورد
سیم خامی کاندرون پیرهن میپرورد
ریزد از هم آشیانها را چمن پرا چرا
گر چمن را بهر مرغان چمن میپرورد
گر فلک تاری ز گیسویت برد کی بعد از این
ناله را در ناف آهوی ختن میپرورد
کرده عشقم عندلیب گلشنی کز لطف و کین
گل برای غیر و خار از بهر من میپرورد
برنخیزد بلبلی مشتاق ازین بستانسرا
تا فلک میپرورد زاغ و زغن میپرورد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.