راز سخن

شمارهٔ ۵۷

منت ز سر زلف توام یکسر مو نیست

منت ز سر زلف توام یکسر مو نیست
چاکیست دلم را که سزاوار رفو نیست
آن مه که مه چهارده‌اش چون مه‌رو نیست
در شهر بنیکوئی او هیچ نکو نیست
آن سلسله کازادی او نیست میسر
جز سلسله موی تو ای سلسله مو نیست
منعم مکن از شاهد و مطرب که بهشتی
گر هست جز آواز خوش و روی نکو نیست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.