راز سخن

شمارهٔ ۳۲۷

چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان

چرخم چو بخواست کشت بی هیچ گمان
جاه تو به زندگانیم کرد ضمان
گویم همه شب ز شام تا صبحدمان
ای دولت طاهر علی باقی مان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.