شمارهٔ ۲
گفتم که چند صبر کنم ای نگار؟ گفت:
گفتم که چند صبر کنم ای نگار؟ گفت:
تا هست عمر، گفتم: رنجه مدار، گفت:
بی رنجْ عشق نبوَد، گفتم: نیم به رنج،
فرسوده چند باشد ازین ای نگار؟ گفت:
جز انتظار روی ندارد تو را همی
گفتم: شدم هلاک من از انتظار، گفت:
این روزگار با تو بد است، این ازو شناس
گفتم که نیک کِی شودم روزگار؟ گفت:
چون گشت زایل این سَخَطِ شهریار راد
گفتم که کِی شود سَخَطِ شهریار؟ گفت:
چون بخت رام گردد تا تو رسی به کام
گفتم که بخت کِی شودم جفت و یار؟ گفت:
آمرزشی بخواه شود عفوْ جرمِ تو
این گفت در کریمِ نبی کردگار گفت
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.