شمارهٔ ۱۳۱ - مرثیت یکی از سخنوران
گفتم تو مرا مرثیت کنی
گفتم تو مرا مرثیت کنی
خویشان مرا تعزیت کنی
فرزند مرا چون برادران
در هر هنری تربیت کنی
یابی به جهان عمر تا که قاف
تا قاف پر از قافیت کنی
شاهان جهان را به مدح ها
هر جنس بسی تهنیت کنی
عمال خرد را ز طبع و دل
ترتیب نهی تمشیت کنی
جان را و روان را به فضل و عقل
تیمارکش تقویت کنی
میدان سخن را به نظم و نثر
بر باره نیکو شیت کنی
در عالم دانش به سعی فهم
طاعت همه بی معصیت کنی
کی بود گمانم کز این جهان
بی زاد به رفتن نیت کنی
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.