راز سخن

شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخ

چرخ هر لحظه ای دگر گردد

چرخ هر لحظه ای دگر گردد
زان به ما بر دگر شود رایش
زان فرا پیش بایدم که چو ماه
کاهش خلق هست ز افزایش
از تنم زان بجست بی معنی
که ازینسان خراب شد جایش
جانم از تن همی بخواست گریخت
غم یکی بند گشت بر پایش
می شادی ز غم که مشفق دار
وقت سختی نمود بخشایش

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.