شمارهٔ ۴۱ - مدیح
ای خداوند رحمت ایزد
ای خداوند رحمت ایزد
بر تن و دولت جوان تو باد
به همه کام ها و نهمت ها
چرخ گردنده در ضمان تو باد
همه ساله همه مصالح ملک
در بیان تو بنان تو باد
بر همه نامه های جود و کرم
به همه وقت ها نشان تو باد
بر سر دولت هنرمندان
سایه عدل جاودان تو باد
بهر اندیشه صلاح و صواب
در یقین تو گمان تو باد
ملجاء سروران سرای تو شد
مسند سروری مکان تو باد
هر که او را زمانه بیم کند
در پناه تو و امان تو باد
آفتابی و تا جهان باشد
حضرت عالی آسمان تو باد
فتح و نصرت بهر چه رای کند
در رکاب تو و عنان تو باد
ناتوانی نصیب دشمن توست
تندرستی همه از آن تو باد
جان ما بندگان که داد به ما
جان هر کس فدای جان تو باد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.