راز سخن

شمارهٔ ۳۱ - چیستان

لعبتانی که زی تو می آیند

لعبتانی که زی تو می آیند
کهربا چشم و زمردین یابند
بر کف سیم جام زر دارند
مجلس خرم تو را شایند
یک گره بر بساط طلعت تو
چشم ها باز کرده می آیند
یک گره گفته اند تا رویت
بنبینند چشم نگشایند

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.