راز سخن

شمارهٔ ۲۴ - دین روز

دین روز ای روی تو آگفت دین

دین روز ای روی تو آگفت دین
می خور و شادی کن و خرم نشین
با می و می خوردن دین را چه کار
می خور و می نوش و قوی دار دین
هر گنهی کز می حاصل شود
محو کند خدمت شاه زمین
شاه جهانگیر ملک ارسلان
آنکه کند ملک بر او آفرین
تا به نگین نازد ملک جهان
ملک جهان بادش زیر نگین

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.