شمارهٔ ۱۰ - دی ماه
ماه دی آمد که هوا هر زمان
ماه دی آمد که هوا هر زمان
بارد کافور همی بر جهان
از فلک امروز مؤنث کند
لشکر سرما را باد خزان
باده چون آذر برزین بیار
چاره سرما به جز آن را مدان
بنگر کز دست بتان باده خواست
شاه جهاندار ملک ارسلان
آنکه به دی مه نظر عدل او
کرده جهان را همه چون بوستان
ای ملک از ملک تو و عدل تو
زنده شد اسکندر و نوشیروان
تا همی افلاک بپاید به پای
تا همی ایام بماند بمان
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.