راز سخن

شمارهٔ ۱۱۰ - )

شد زدار محن به دار نعیم

شد زدار محن به دار نعیم
رادمردی بزرگوار و حکیم
فخر دوران طبیب پاک سرشت
که دمش بد شفای جان سقیم
مَلک الطّب سلیل نادر شاه
شاهزاده محمد ابراهیم
آن که او مستشار اطبّا را
بود از حسن رأی و ذوق سلیم
در سپنجی سرا و دار بقا
بود پنجه و هشت سال مقیم
به دو سال هزار و سیصد و شش
در محرم نمود جان تسلیم
نیمه عشر سومین از ماه
شد ز دار محن به دار نعیم
چون به خاکش گذر نمود محیط
بهر تاریخ آن یگانه حکیم
هست پای ادب به پیش و سرود
به جان باد مستشار مقیم

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.