راز سخن

مزمور دوم

از همدان تاصلیب

از همدان تاصلیب
راه تو چون بود ؟
مرکب معراج مرد
جوشش خون بود
نامه ی شکوی که زی دیار نوشتی
بر قلم ایا چه می گذشت که هر سطر
صاعقه ی سبز آسمان جنون بود ؟
من نه به خود رفتم آن طریق که عشقم
از همدان تا صلیب راهنمون بود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.