شمارهٔ ۱۶۳
شیخ را سؤال کردند یا شیخ: الفقرُ اَتَمّ اَم الغنی؟ شیخ گفت:
شیخ را سؤال کردند یا شیخ: الفقرُ اَتَمّ اَم الغنی؟ شیخ گفت:
بوالعجب یاری ای یار خراسانی
چاکر بوالعجیبهای خراسانم
پس گفت اتم و اکمل و افضل در شریعت است چون نظر سبحانی خود بر کسی پیدا کند فقرش غنا گردد و غنا فقر، بشریت آینۀ ربوبیت است وی بهرچ آفرید بدان نظر نکرد جز به آدمی انَّ اللّه تَعالی لَمْ یَنْظَر اِلی الدُّنیا مُندَخَلَقها بُغْضاً لَها چون به حدیث آدمی رسید گفت. اِنَّ اللّه تَعالی لایَنْظُرُ اِلی صُوَرِکُمْ وَلا اِلی اَعْمالِکُم وَلکِن یَنْظُرُ اِلی قُلُوبِکُم همۀ عالم رادر آفرید کی امری بس بود کی گفت کُنْ فَکان چون به آدمی رسید از امر درگذشت و گفت خَلَقْتُ بِیَدی و این قالب را بود، چون بارواح رسید گفت وَنفَخْتُ فِیهِ مِن روُحِی.
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.