راز سخن

شمارهٔ ۱۵

شیخ گفت در شبانروزی سی هزار نفس ازتو بر می‌آید، هر آن نفس کی نه بحقّ بود گَنده بود چون مرداری کی فریسته از آن بینی بگیرد.

شیخ گفت در شبانروزی سی هزار نفس ازتو بر می‌آید، هر آن نفس کی نه بحقّ بود گَنده بود چون مرداری کی فریسته از آن بینی بگیرد.

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.