راز سخن

شمارهٔ ۲۵۷

از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رود

از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رود
خون قطره قطره در جگر لاله می‌رود
چشم تو هندوییست که پنداری از خطا
صد ترک تند خوش به دنباله می‌رود
از خشگ سال ناز جهان می‌شود خلاص
سال دگر که ماه تو در هاله می‌رود
زین بادهٔ دو ساله که می‌آورند باز
ناموس زهد زاهد صد ساله می‌رود
از شکر نی قلمم هردم از عراق
صد کاروان قند به بنگاله می‌رود
زیبا عروس جمله اندیشه‌ام به کار
بی‌مشتری فریبی دلاله می‌رود
شب محتشم چو می‌کند آهنگ نوحه ساز
تا روز از زمین به فلک ناله می‌رود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.