راز سخن

شمارهٔ ۱۳۷

ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای

ای شب چکنم چاره! من از بهر خدای
تنهایی و تیرگی و بندی بر پای
گر عمر منی ای شب! ازین بیش مپای
ور جان منی ای نفس صبح! برآی

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.