راز سخن

شمارهٔ ۷۳

دوش ار چه دلم ز درد هجران پر بود

دوش ار چه دلم ز درد هجران پر بود
اندیشه من درازی شب بفزود
سودا زده می شدم و لیکن دم صبح
در کار خلاصم ید بیضا بنمود

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.