راز سخن

شمارهٔ ۳۰

عهدیست که جام می ندیدم بر دست

عهدیست که جام می ندیدم بر دست
نه عشرت پنج روزه وامن پیوست
دل از غم عیش و کامرانی برخاست
از بس که ماتم عزیزان بنشست

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.