راز سخن

شمارهٔ ۲۳

چون دید بتم که کار من بر خطرست

چون دید بتم که کار من بر خطرست
وز درد دلم بر رخ زردم اثرست
گل بر لب خود نهاد و پس داد به من
یعنی که دوای درد دل گلشکر است

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.