راز سخن

شمارهٔ ۲۶

قد باهت الثغور باعلام بهلوان

قد باهت الثغور باعلام بهلوان
و ارتاحت السعود بایام بهلوان
می در فگن به جام غم انجام پهلوان
کاب حیات گشت می از جام پهلوان
لا زالت الثواقت فی لجه الدجی
مغبرة بتربة اقدام بهلوان
هرگز مباد خطبه و سکه به شرق و غرب
بی کنیت مبارک و بی نام پهلوان

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.