راز سخن

شمارهٔ ۱۷

یا من طلعت طلوع الهلال

یا من طلعت طلوع الهلال
ادرها مروقه کالزلال
زهی عیش بی خاک کویت حرام
زهی باده بر یاد رویت حلال
فلا تشتغل بصروف الزمان
فصوف الزمان کطیف الخیال
مخور خون من خون ساغر بخور
ممالم به غم گوش بربط بمال
فللعیش اول عهد الصبا
مدار فطیب علی کل حال
تو مقبل شوی گر قبولت کند
قزل ارسلان شاه دریا نوال

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.