راز سخن

شمارهٔ ۴۷

شمس یکدست که از دست من و زخم بدم

شمس یکدست که از دست من و زخم بدم
هر شبی تا به سحر روی به خون می‌شوید
رقعه را دیدم و دانست و یقین گشت مرا
که رخ از اشک به خون مژه چون می‌شوید؟
گر نجس بود سخن‌هاش در آن رقعه رواست
که بدان دست نوشتست که کون می‌شوید

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.