راز سخن

شمارهٔ ۴۵۳

بی وصل تو جان نخواهم ای زیبا یار

بی وصل تو جان نخواهم ای زیبا یار
در هجر تو شد دیده و دل در سر کار
بی جان و دل و دیده شدم زاری زار
ای جان و دل و دیده چنینم مگذار

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.