راز سخن

شمارهٔ ۳۴۲

دم بی رخ یار نازنین نتوان زد

دم بی رخ یار نازنین نتوان زد
لاف از دل وصبر بیش ازین نتوان زد
او گرچه بر آورد عتابی ز زمین
حق های گذشته بر زمین نتوان زد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.