راز سخن

شمارهٔ ۳۲۹

بر بام بدیدمش که جولان می کرد

بر بام بدیدمش که جولان می کرد
چون حال دلم طره پریشان می کرد
از روی چو ماه بام و در می افروخت
وز زلف سیاه عنبرافشان می کرد

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!

برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحث‌ها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.