شمارهٔ ۲۸۸
آن روز که جان جفت کشاکش گردد
آن روز که جان جفت کشاکش گردد
یا دولتم از حسرتت آتش گردد
یک قطره ز آب چشم بر خاکم ریز
تا خاک لحد بر دل من خوش گردد
دیدگاهها (0)
هنوز دیدگاهی برای این شعر ثبت نشده است. شما اولین نفر باشید!
برای ثبت دیدگاه و شرکت در بحثها، لطفاً وارد حساب کاربری خود شوید.
نیاز به حساب کاربری
برای ذخیره اشعار در گنجینه شخصی خود، لطفاً وارد حساب شوید.